تولدی دوباره
شما هم دعا کنین ...
فرهنگ و هنر ما
شما هم دعا کنین ...
منوچهر نوذري در سال 1315 در قزوين متولد شد. پدرش حسابدار و نقاش قالي و اهل كاشان بود. فعاليت در راديو را به شكل حرفه اي از بيست سالگي شروع كرد. از سال 1334 به دوبله نيز پرداخت. فعاليت در سينماي حرفه اي را از سال 1334 با بازي در فيلم «امير ارسلان نامدار» آغاز كرد. در سال 1347 در شبكه ي BBC يك دوره ي شش ماهه را گذراند و در سال بعد استوديو دوبلاژ تنديس را تأسيس كرد. در سال 1353 به مصر رفت و در آنجا نيز به كار فيلمسازي ادامه داد. در مصر يك فيلم مستند راجع به رود نيل ساخت كه خيلي مورد استقبال واقع شد. تا سال 1356 در مصر بود، سپس مدت چهار ماه و نيم به سوريه و پنج ماه نيز به اردن رفت و از آنجا به ايران بازگشت. فعاليت مجدد در راديو را از اسفند 1366 با فعاليت در برنامه ي صبح جمعه با شما و راه شب شروع كرد. مرحوم محمود نوذري برادر ايشان بوده اند. وي تعدادي نمايش نيز مانند توي اين ديونه خونه چه خبره؟، تو اين خونه چه خبره؛ به عنوان نويسنده، كارگردان و بازيگر اجرا كرده است.
حال عمومی منوچهر نوذری كه هماینك در بیمارستان مدرس بستری است رضایتبخش نیست.
برای سلامتی او دعا کنیم![]()

مرتضی مميز، گرافيست ايرانی و عضو فرهنگستان هنر ايران که به "پدر گرافيک" اين کشور شهرت يافته بود در نخستين دقايق روز شنبه پنجم آذر (۲۶ نوامبر) بهدليل ابتلا به بيماري سرطان پروستات و عوارض ناشي از آن، حدود نيمهشب گذشته در بيمارستان آبان تهران درگذشت
مميز در دو، سه سال گذشته با اين بيماري دست و پنجه نرم ميكرد و از 23 آبانماه براي تازهترين دور شيميدرماني، در بيمارستان بستري شده بود كه چند روز بعد حالش رو به وخامت نهاد و پزشك معالجش از روزجمعه از حيات وي قطع اميد كرده بود.
خانواده مميز اعلام کرده اند، تشييع جنازه او ساعت 9 روز دوشنبه هفتم آذرماه از مقابل خانه هنرمندان ايران صورت می گيرد و گورستان خانوادگی وی در باغبانکلا، واقع در کردان کرج به عنوان محل دفن او انتخاب شده است.
شناختنامه استاد
استاد مرتضي مميز از بنيانگذاران رشته گرافيك در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بود و از سال 1349 تدريس طراحي گرافيك را در اين دانشگاه به عهده داشت. او در دوران خدمت خود سمتهاي اجرايي متعددي برعهده داشت كه از آن جمله، به مديريت گروه گرافيك و عكاسي دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران، مديريت و طراحي هنري جشنواره بينالمللي فيلم تهران، رياست هيات مديره انجمن طراحان گرافيك، رياست دوسالانههاي گرافيك ششم، هفتم و هشتم، مشاورت هنري كتابخانه و مركز اسناد دانشگاه تهران و رياست كميته ايراني طراحان گرافيك دنيا (AGL) ميتوان اشاره كرد. وي از پيشگامان فعاليتهاي هنري در ايران بوده و بنيانگذاري بيينال گرافيك آسيايي توسط مركز اسناد فرهنگي يونسكو در ايران (1356)، بينال گرافيك ايران (1366 تاكنون) و نمايشگاه پوسترهاي تجربي تهران (1380) از جمله فعاليتهاي ثبتشده در كارنامهي حرفهيي است.
استاد در طول فعاليتهاي هنري خود بيش از 10 نمايشگاه اختصاصي و بيش از 70 نمايشگاه گروهي در ايران و ساير كشورهاي جهان برپا كرد و طراحي گرافيكي و تهيه پوستر براي صدها جلد كتاب و نشريات مختلف توسط او انجام گرفت.
تاليف و ترجمه كتابها و مقالات متعدد ازجمله كتاب طراحي، نقاشي در سه جلد (1351) و طراحي تزييني (1354)، نشانهها (نمونه كارهاي شخصي) (1362)، طراحي اعلان (1984)، تصوير و تصور (1368)، طراحي روي جلد (1368)، طراحي روي جلد (مجموعه آثار) (1382)، نيم قرن كار (مجموعه آثار) (1383)، و همچنين طراحي و كارگرداني سه فيلم انيميشن براي فستيوال فيلمهاي كودكان كانون پرورش فكري تهران در سالهاي 52ـ1350 از ديگر فعاليتهاي اوست.
گفتگوی منتشرنشدهي مرتضي مميز
من پدر گرافيك ایران نيستم؛من تنها يك تلاش گرم.
۱. من پدر نيستم؛ پدر گرافيك نيستم؛ پدر گرافيك نوين هم نيستم؛ من تنها يك تلاش گرم. اين تعارفات متعلق به جامعه اي است كه دنبال سمبل ها است.
۲. همه ما تصور مي كنيم متمدن شده ايم، اما در واقع همان ببوهاي دهاتي و ساده هستيم. اگر اين سادگي از بين برود استثنائا متمدن مي شويد.
۳. زندگي كوششي لذت بخش است؛ اگر آدم خوب و مثبت ببيند. اين مثبت ديدن صرفا نگاه يك آدم هالو به زندگي نيست، بلكه جوهر خوش بختي را كه خاص خوش بختي است، دست كم بو كشيدن است. اين نكته اي است كه اكنون آن را در دوره فوق ليسانس تدريس مي كنم.
4. نديدم كسي في البداهه بحرالعلوم شود يا حتي اصلا فكر كردن را ياد بگيرد. با كند و كاو و تلاش است كه يواش يواش به جايي مي رسي. اكثرا بلد نيستيم فكر كنيم. فكر كردن سيستم فوق العاده مهم و ظريف پژوهشي قوي است كه بايد همچون ياد گرفتن الفبا در مدرسه به ما ياد داده شود. در حالي كه در كشورهاي جهان سوم كسي در دوران زندگي نه به وسيله پدر و مادر و نه مدرسه و نه خود جامعه فكر كردن را به ما ياد نداده اند. بنابراين به همين خاطر است كه هميشه عقبيم و هميشه در سن هاي بالا به يك مسير يا كورسويي مي رسيم كه چيزهايي را مي فهميم. ما چون فكر كردن بلد نيستيم از اين گزارش ها و يا تفسيرهاي شكمي درباره هر چيز به شكلي فراوان ارايه مي كنيم و همان مبناي قضاوت زندگي ما مي شود.
5. من تلاش مي كنم سيستماتيك فكر كردن را به دانشجويان ياد بدهم اما در اين انتقال تجربه موفق نبودم. چرا كه بستر آن در جامعه ما وجود ندارد. ما مثل غلام رضاي تختي يك نفره اوج مي گيريم، جمع ما همچون سرزمين آلمان يك باره بالا نمي آيد. در كشور ما و كشورهاي جهان سوم به خاطر اين حس صيقل زده شان تك نفره بالا مي آيند و اين امر به خاطر آن است كه متفكران ما به صورت حسي آدم هاي فرهيخته اي هستند.
6. در زمان دانشكده و حتي پس از آن به افرادي برخوردم كه كارهاي بسيار زيبايي داشتند از جمله آغاسي و پس از آن محمد مدبر را كشف كردم. محمد بهرامي، بيوك احمري، جد عموي بزرگ خودم و ... ما همه معلم يكديگر هستيم به شرطي كه به هر چيزي با توجه و فكر نگاه كنيم. لقمان ادهم مي گويد: ادب از كه آموختي، از بي ادبان.
۷. بايد به مرحله اي از تربيت و فرهيختگي برسيد كه هر كاري مي كنيد درست باشد. اگر دچار شيفتگي كامل شديد و يا تسليم شديد بدانيد كه مرده ايد. هنوز در 67 سالگي سرگيجه دارم، اما از اين گنگي نمي ترسم، چرا كه لازمه كشف است ؛ اگر يك روز فهميديد كه سوال نداريد به شما مي گويم
- ببخشيد مرا- خر هستيد!

منوچهر آتشی، ديروز، بيست و نهم آبانماه 1384، در تهران درگذشت.
فردا، در نيمروز، ديگر لالههای دشتهای ملتهب دشتستان فارس، چشم بهانتظار ديدار فرزند نامور خويش نخواهند بود؛ آتشی در سپيدهدم، بهديدار جمع شاعران رخت بربسته از جهان رفته است.
فردا ديگر پرندهها
شبهای پُرستاره
مهتاب را بهزمزمه پاسخ نمیدهند
و کوليان خسته، پای اجاقها
آهنگ جاودانه مس سر نمیدهند
آتشی بهديدار نيما، فروغ، سپهری، اخوان و شاملو رفته است.
عجب سعادت غمناکی
ديدار در فلق
او در شبنشينی ايشان، از دردهای شاعران روزگار خويش خواهد گفت و از طعن و تنفر ياران خشمگين روزگار خويش که روزگاريست چند، ديگر ياد او نمیکنند و از او نامی نمیبرند. از آنانی که حتی در بستر مرگ نيز بهديدارش نيامدند تا نشان دهند که چهسان از او که طريقی ديگر در پيش گرفته و بهراه مدارا افتاده بود، «تنفر» دارند. اينان را آيا عبرتی خواهد بود از اين سرودهی آتشين آتشی که ديروز برای فرزندان امروز و فردای سرزمينش بجا گذاشته است؟
فرزندانم نوادههايم
سهراب
فرامرز
برزو
شما
بهزمانه فرسودگیِ آيينها زاده شديد
در قلمرو غرورهای نفرينی
از اينروست که جگر پُرطراوتتان
بر انتهای خنجر پدر
در ماه میدرخشد
تا برق شادی از چشم قدکوتاهان برتاباند
سهراب من
بادآفراه سوزاندگی هامان اينک
بالای خندق خونين نابرادران
از خنده ريسه رفتهاند
از رنج پايانناپذير ما
آری، درد و رنج پايانناپذيری که آتشی در سالهای پايانی عمر خود کشيد، سنگين بود و جانفرسا. و باری که بر دوش داشت، برای او سنگينتر از صليبی که مسيح بر دوش میکشيد.
باری، من گُمان دارم که سرانجام او را
دشنام دشمنان
تنفر ياران
و لعنت مدام روح خويش
چنان غريبانه بهوادی مرگ کشاند.
طعنهی روزگار بين که آنچه آتشی، در بيش از سی و پنج سال پيش، در شعری بهتصوير کشيده است، شگفتا که امروز بازگوی سرنوشت اوست در سالهای پايانی عمر. آتشی ديری بود که تن و جان خود را چون «صليبی گوشتی، سنگينتر و مهيبتر از خشم هاويه در كوچههاى تهمت با خويش مىکشيد». و دريغا که سرانجام نيز «دشنام دشمنان و تنفر ياران و لعنت مدام روح خويش» جان او گرفت.
«ديدار در فلق» عنوان يکی از نخستين مجموعههای شعر اوست که در سال 1348 در تهران منتشر شد. شعر «گر من مسيح بودم» از اين مجموعه از زيباترين سرودههای منوچهر آتشی است. او از معدود شاعران معاصر ايران بود که در بسياری از سرودههای خود مضمون «مرگ مسيح» را دستمايه شعرهای خود قرار داده بود. آنِماری شيمل، شرق شناس نامدار آلمانی، اين شعر را با زيبايی تمام در کتاب «مسيح و مريم در عرفان اسلامی» بهآلمانی ترجمه کرده است.
بخشی از اين شعر را در کنار ترجمه آلمانی آن، در فردای مرگ آتشی و بهياد اين شاعر دلسوختهی دشتستانی در اينجا میآورم. او که بههنگام مرگ اندکی بيش از هفتاد و چهار سال عمر داشت، زاده روستای دهرود دشتستان فارس بود؛ يا آنسان که خود میگفت:
فرزند بازيار غريبی
از بيخههاى تشنه دشتستان ناقد
انستيتوي فيلم آمريكا اعلام كرد امسال در نهمين دوره مراسم سالانه خود، تأثيرگذارترين فيلم هاي قرن گذشته را معرفي خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاري ها، اين انستيتو 9 سال است كه بهترين هاي سال را به طور غيررسمي معرفي مي كند، اما امسال از آن فراتر رفته و به قرن گذشته چشم دوخته است.
از فيلم هايي كه در اين ارتباط از آن ياد مي شود، مي توان «مصائب مسيح»، «اشك ها و لبخندها»، «زندگي فوق العاده» و «8 مايل» را مثال آورد.
در يك ليست 300 فيلمي اوليه نه تنها نام فيلم هاي فوق ديده مي شود، بلكه اشاراتي به بازيگراني كه بيشتر از همتاهاي خود در اينگونه فيلم ها شركت داشته اند نيز صورت گرفته است. از آن جمله اند هنري فاندا و تام هنكس كه هر يك در 8 فيلم موجود در ليست بازي داشته اند و همچنين سيدني پواتيه، گري كوپر و دنزل واشينگتن كه در ميان 300 فيلم مورد اشاره، هر يك در 7 فيلم ايفاي نقش كرده اند.
«عباس كيارستمي» كارگردان سرشناس ايراني جايزه يوز پلنگ طلايي افتخاري جشنواره فيلم "لوكارنو" را از آن خود كرد.
روزنامه "در بوند" چاپ سوييس روز دوشنبه با درج اين خبر به تصويري از شخصيت اين هنرمند سينماي ايران پرداخت و نوشت:كيارستمي با فيلم هاي مختلف خود تلاش كرده است تا واقعيت هاي زندگي را به تماشاگران فيلم هاي خود نشان دهد.
وي ضمن آنكه تماشاگرش را به دوران كودكياش ميبرد همزمان زندگي امروز او را نيز به وي نشان ميدهد. 1
در بوند نوشت: فيلم هاي او زندگي روزمره انسان هاي ساده و معمولي را به تصوير ميكشد، بدون آنكه بخواهد تصرفي در آن داشته باشد. تنفس و طپش، نبض حركت فيلم هاي او را ترسيم ميكنند.
كيارستمي كه در سال ۱۳۱۹) ۱۹۴۰خورشيدي) در تهران متولد شده، در غرب با فيلم "خانه دوست كجاست؟" شناخته شد كه دو سال بعد از نمايش آن در ايران در جشنواره لوكارنو به دريافت پلنگ نقره اي نايل آمد.
داستان اين فيلم زندگي يك دانش آموز دبستاني را به تصوير ميكشد كه يك روز دفتر مشق يكي از همكلاسي هاي خود را به اشتباه به منزل ميآورد و وقتي متوجه اين اشتباه ميشود، تلاش ميكند تا اين دفتر را به دوست خود كه در روستاي همسايه زندگي ميكند، برساند.
تماشاگر در اين فيلم شاهد است كه حتي يك كودك در همسايگي خود نيز مي تواند غريبه باشد. احمد با تلاش هاي زياد در نهايت موفق به يافتن خانه دوست خود نميشود و سرخورده به خانه خود باز ميگردد و براي اين كه دوستش فردا به خاطر ننوشتن مشقش تنبيه نشود، تا دير وقت شب مينشيند و همزمان مشق او را نيز مينويسد.
روزنامه سوييسي در ادامه گزارش خود از شخصيت سينمايي كيارستمي مينويسد اين تصاوير بسيار انساني را ما در فيلم بعدي كيارستمي به نام"زندگي ادامه دارد" نيز شاهد هستيم.
كيارستمي در فيلم بعدي خود به نام "كلوزآپ " يا "نماي نزديك" يك واقعه حقيقي كه براي "محسن مخملباف" همكار خود اتفاق ميافتد را بهتصوير ميكشد.
او بعدها فيلم "طعم گيلاس" را ساخت كه داستان آن را بر روي كاغذ نياورد و به خاطر آنكه گرفتار سانسور نشود، آن را با دوربين ويدئويي فيلمبرداري كرد و جايزه نخل طلايي جشنواره مهم "كن" را به خود اختصاص داد.
اين فيلم زندگي مردي را نشان ميداد كه ضمن آن كه قصد خودكشي دارد ولي مي خواهد زندگي كند.
به هر حال كيارستمي با تلاش و هنر والاي خود براي نشان دادن زندگي واقعي مردم از تصوير استفاده ميكند كه از بسياري از جملات و كلمات گوياتر است.
به همين خاطر جشنواره فيلم لوكارنو جايزه افتخاري امسال خود را براي كارنامه درخشان اين فيلمساز ايراني به وي تقديم ميكند.
پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم لوكارنو از چهارشنبه هفته گذشته در سوييس جريان دارد و تا پايان اين هفته ادامه مييابد.
۱۸فيلم در بخش مسابقه اين جشنواره براي دريافت جايزه "يوز پلنگ طلايي" جشنواره با هم به رقابت ميپردازند كه فيلم "ما همه خوبيم" ساخته "بيژن ميرباقري" از ايران از جمله آنها است.
از هفته آينده و با آغاز اكران 3 فيلم از سه كارگردان پيشکسوت سينماي ايران، جدال ميان سينماگراني نام آشنا براي جذب تماشاگران آغاز ميشود. فيلمهاي «هشتپا» ساخته عليرضا داوودنژاد و «حكم» ساخته مسعود كيميايي و «يك بوسه كوچك» ساخته بهمن فرمانآرا فيلمهايي هستند كه در يكي دو هفته آينده بر پرده سينماها ميآيند و ميتوان گفت كه با اكران اين فيلمها، نمايش مهمترين فيلمهاي سينماي ايران تا پايان جشنواره و تا پايان سال 84 آغاز ميشود و پس از آن سينماي ايران خود را براي حضور در جشنواره فجر آغاز ميكند.
البته همچنان اكران فيلمهاي «ديشب باباتو ديدم آيدا»، ساخته رسول صدرعاملي و «كافه ترانزيت» ساخته كامبوزيا پرتوي ادامه دارد.
فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا » آيدا عليرغم آنكه در هفتههاي ابتدايي از فروش چندان خوبي برخوردار نبود ولي با پايان ماه رمضان واضافه شدن سينما فرهنگ و افزايش تبليغاتي نو و حمايت هنرمنداني چون جيراني، دهلوي، مجيدي و برومند و ... از فيلم، فروش آن به طور محسوسي افزايش يافت.
فريدون جيراني چندي پيش با اشاره به اينكه آيدا بهترين فيلم صدرعاملي است گفته بود: مطمئن است كه بعد از عيد سعيد فطر، اين فيلم بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و مخاطب خودش را پيدا خواهد كرد.
جيراني گفته بود در سينماي ايران هميشه رسم بوده در ماه رمضان فيلم جديدي اكران نشود، چون تجربه ثابت كرده است به دليل پخش سريالهاي تلويزيوني استقبالي از فيلمهاي سينمايي نميشود.
البته خود صدرعاملي نيز با آگاهي از اينكه ماه رمضان بدترين زمان براي اكران فيلمش است دست به اين كار زده بود.
مرضيه برومند نيز در اظهار نظري گفته بود: با توجه به استقبال چشمگيري كه از اين فيلم در جشنواره اصفهان صورت گرفت و سابقه خوب اين فيلم در به تصوير كشيدن معضلات اجتماعي، به نظر ميرسد «ديشب باباتو ديدم آيدا» با فروش قابل ملاحظهاي مواجه شود.
فيلم «كافه ترانزيت» ساخته تحسين برانگيز كامبوزيا پرتوي نيز با فروش خوبي مواجه شده است. اين فيلم كه در زمان اكران در جشنواه فجر با اقبال اكثر منتقدان مواجه شد از تبليغات گسترده اي برخوردار بوده است.
« هشت پا» آخرين ساخته عليرضا داوودنژاد به گفته كارگردان آن از فضايي شبيه فيلم بچههاي بد برخوردار است. «هشت پا» روايت چند زن است كه براي پولدار شدن دست به يك اختلاس بزرگ ميزنند. محمدرضا فروتن ماهايا پطروسيان، مهتاب كرامتي، آتنه فقيه نصيري، احمد نجفي، ويشكا آسايش، زهره ميرآقايي، رضا داوودنژاد و محمدرضا داوود نژاد در اين فيلم بازي ميكنند.
با توجه به فضاي فيلم و حضور بازيگران مطرح سينما و تجربه موفق داوودنژاد در ساخت فيلمهاي پرمخاطب، انتظار ميرود .« هشت پا» از فروش خوبي برخوردار شود. پخش اين فيلم به عهده فيلميران است.
به نوشته وبلاگ «هشت پا»، چند تن از تهيهكنندگان سينماي ايران كه آخرين ساخته داوودنژاد را ديده از آن بسيار تعريف كردهاند و حتي گفته شده كه اين فيلم بهترين فيلم داوود نژاد است.
«حكم » آخرين ساخته مسعود كيميايي نيز همزمان با «هشت پا» داوود نژاد اكران ميشود. عزتالله انتظامي، خسرو شكيبايي، ليلا حاتمي، بهرام رادان، پولاد كيميايي و مريلا زارعي ستارههاي اصلي جديدترين فيلم كيميايي هستند. از كيميايي خواستهاند تا اين فيلم را براي حضور در جشنواره امسال ارائه دهد ولي به نوشته وبلاگ حكم، كيميايي ترجيح داده تا اين فيلم قبل از جشنو اره اكران شود.
فيلمبرداري اين ساخته كيميايي، دقيقا يكسال پيش در ماه آبان آغاز شده است. «حكم» بيست و پنجمين ساخته كيميايي است كه به گفته كيميايي وديگر عوامل بسيار متفاوتتر از كارهاي ديگر اين فيلمساز است.
به نوشته وبلاگ «حكم» فيلمسازاني چون مهرجويي و تقوايي «حكم» را ديدهاند و آن را فيلم خوبي ارزيابي كردهاند .كيارستمي نيز چندين بار سر صحنه اين فيلم حضور يافته و قرار است «حكم» را ببيند.
«يك بوسه كوچولو» آخرين ساخته بهمن فرمانآرا را نيز قرار است از اواسط آذر ماه بعد از نمايش «كافه ترانزيت» به نمايش درآيد و به گفته بهمن فرمانآرا آخرين سه گانهاش درباره مرگ بعد از «بوي كافور عطر ياس» و «خانهاي روي آب» است.
جمشيد مشايخي، رضا كيانيان، هديه تهراني، جمشيد هاشمپور، فاطمه معتمدآريا در آخرين ساخته فرمانآرا حضور دارند.
محمود كلاري فيلمبردار، احمد پژمان سازنده موسيقي متن، عباس گنجويتدوينگر وعليرضا شجاعنوري تهيهكننده اين ساخته فرمانآرا هستند.
«مكس» ساخته سامان مقدم ديگر فيلمي است كه قرار است بر پرده سينماها بيايد. اين فيلم پس از فيلم «ديشب باباتو ديدم آيدا» به نمايش درميآيد و عليرغم مشكلاتي كه براي نمايش اين فيلم در سينماها وجود داشت ولي با صحبتها و رايزنيهايي كه كارگردان فيلم با مسئولان معاونت سينمايي انجام داده است قرار شده اين فيلم به نمايش در آيد.
نعمت الله آغاسی، خواننده معروف ایرانی – خوزستاني- درگذشت.وی ۶۶ سال سن داشت و چند ساعت بعد از مراسم خواستگاری از جوانترين دختر بیست ساله اش در اثر سكته قلبي در گذشت.
کافیست صدای « آمنه ، آمنه ی » او را بشنوید تاهر چه سریع تر نام او را یاد آورید. بله ، «نعمت آزموده» معروف به « آغاسی » متولد 1318 در اهواز است.
وی از ابتدای سال 1348 به تهران آمد و به واسطه صدای شاد وعامهپسندی كه داشت در مدت كوتاهی به شهرت رسید.
آغاسی تا سال 1357 در كلوپهای لالهزار, محافل, مجالس عروسی و جشنها با صدای گرم خود مردم را شاد میكرد و در این مدت بیش از 80 كار اجرا كرد.
او كه از سال 1352 در كرج ساكن شده است مدیریت یك رستوران را برعهده دارد. آغاسی از حدود7 ماه پیش سه بار سكته مغزی كرده و مدتی را بستری بوده است. به گفته همسر و پزشك فیزیوتراپ وی ادامه معالجات در منزل او انجام میگیرد. چندی پیش آغاسی پس از بهبود ، از سالمندان جاده حصار مهرشهر و نیز مجتمع توانبخشی حضرت علی جاده لشكرك عیادت کرد.
در همین اواخر بود که اعلام شد "نعمت الله آغاسی" خواننده ی قديمی كشور مجوز فعاليت در داخل ایران را از وزارت فرهنگ و ارشاد گرفته است .خدایش بیامرزد...![]()
![]()
![]()
![]()